
لحظه ای در گذر ازخاطره ها ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوستدست حق همراهت

هر گاه دلتنگ شدم یادت آرامم کرد
و هر وقت یادت کردم دلتنگت شدم.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بی بهانه در خاطرم هستی شاید معنی دوست داشتن همین باشد
گاهی خلوت کسی را باید شکست تا بداند به یادش هستی.
دست به صورتم نزن
میترسم بیفتد نقاب خندانی که بر چهره دارم
و بعد سیل اشکهایم تو را با خود ببرد
باز من بمانم و تنهایی...

اگر باران ببارد باز می آیم درون کوچه امید
و از ترکیب دستانم برایت چتر می سازم
مبادا قطره ای باران بیازارد نگاه مهربانت را.

دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلشون ما رو دور ننداختن
گرم
ما قول میدیم زیاد جا نگیریم.
